شيخ حسين انصاريان
139
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)
و تاريكى بر روى آيينهء دل باشد ، انعكاس ياد دوست در خانهء دل و بر صفحه پر عظمت آينهء قلب غير ممكن است و تا انسان در اين حال ظلمانى است ، عبادات و افعالش همراه با سردى و كسالت و بىرغبتى است و اين نوع عبادت از ارزش الهى خالى است . در ابتدا بايد با ترك گناه و تسلط بر نفس اماره ، به آيينهء دل جلا داد و دل را آمادهء ظهور تجليات الهى كرد ؛ چون دل جلا گرفت ، توفيق رفيق راه مىشود و انسان در قلب خود احساس عشق به دوست كرده و جذبهاى سنگين و روحانى آدمى را از عالم ماده به عالم ملكوت و از عالم خاك به عالم پاك مىكشد و از همين جاست كه به آخرين نقطهء قوس نزول كه غرق بودن در ماديات صرف است ، خاتمه داده مىشود و نقطهء حركت در قوس صعود كه ابتداى آن ترك گناه و ورود به جهان عبادت و اطاعت است ، ظهور كرده و آدمى را به آخرين درجهء قوس صعود كه آخرين نقطهء معراج روحى است ، يعنى فناى فى اللّه و بقاى باللّه مىرساند . به عقيدهء سالكان راه ، منبع معرفت واقعى قلب پاك است و بس و بهدست آوردن قلب پاك كه جايگاه پرقيمتترين گوهر درياى خلقت يعنى معرفت است در سايهء ذكر واقعى ميسر است و بس . آرى ، اگر انسان در تمام شؤون ياد خدا كند ، خدا هم در تمام شؤون به او نظر لطف كرده و از او ياد مىكند . [ فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ ] « 1 » . پس مرا ياد كنيد تا شما را ياد كنم . و ياد خدا از انسان عبارت از تجلى همان جذبهء الهى در قلب است كه آن تجلى با
--> ( 1 ) - بقره ( 2 ) : 152 .